Endless Love |
|||
نیا بارن زمین جای قشنگی نیست
من از جنس زمینم خوب می دانم که ایجا جمعه بازار است ودیدم عشق را ارزان میفروشند در اینجا فال حافظ را به فال کولیان دربه در اندازه می گیرند در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از اهل زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل دارد وپروانه را هم دوست دارد نیا باران زمین جای قشنگی نیست پنج شنبه 21 مهر 1390برچسب:, :: 13:20 :: نويسنده : الناز
مرا فریاد کن درخت با جنگل سخن میگوید علف با صحرا
ستاره با کهکشان ومن باتو سخن میگویم
نامت را به من بگو دستت را به من بده من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه ی لبها سخن گفته ام ودستهایت با دستان من آشناست
در خلوت روشن با تو گریسته ام """""برای خاطر""""" زندگان, قلبت را به من بده من ریشه های تو را دریافته ام با لبانت برای همه ی لبها سخن گفته ام
ودستهایت با دستان من آشناست در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان,
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بوده اند دستت را به من بده دست های تو بامن آشناست
ای دریافته با تو سخن میگویم به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا به سان باران که با دریا به سان پرنده که با بهار به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
صدای من با صدای تو آشناست.
صفحه قبل 1 صفحه بعد آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |